www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1940
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 136

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 136

دین مانند قانون اساسی است. وجود اختلافات در روش انبیاء از نوع تفاوت در شکل اجرا بوده است نه در روح قانون. اگر دین اسلام احتیاج به تکمیل داشت خداوند نبوت را قطع نمی‌کرد. انسان فطرتاً قرآن را تأیید می‌کند. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و شش «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. توضیح دو برهان در رابطه با وکالتی نبودن حکومت در اسلام. 2. برهان اول: رهبری در تداوم امامت است. 3. نقش حکومت و ولایت فقیه در تأمین مصالح انسان از تولد تا ابدیت (پرورش فطرت) 4. استناد به برهان لطف در توضیح ضرورت ولایت فقیه 5. لِئلّا یکونَ لِلناسِ علیا... حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل 6. ولایت فقیه، ولایت رسولا... است. 7. اگر حکومت در اسلام وکالتی بود، حکومت معصومین هم زیر سؤال می‌رفت. 8. برهان دوم: جامعیت دین 9. دین مانند قانون اساسی است. وجود اختلافات در روش انبیاء از نوع تفاوت در شکل اجرا بوده است نه در روح قانون. 10. اگر دین اسلام احتیاج به تکمیل داشت خداوند نبوت را قطع نمی‌کرد. 11. هر کس بخواهد وضعیت خودش را مشخص کند با اصول دین اسلام می‌تواند همه امورش را تنظیم بکند. 12. شهوت‌های عالمان علوم انسانی طبیعت‌گرا مانع از بیان مسائل از جمله مسائل اسلام به‌صورت واضح و روشن می‌شود. 13. قرآن تِبیاناً لِکُلِّ شی‌ء است. 14. انسان فطرتاً قرآن را تأیید می‌کند. 15. هرکس گمان کند قرآن مبهم است. هم خودش گمراه است و هم دیگران را گمراه می‌کند. 16. امام زمان«علیه‌السلام» می‌فرماید: فقها حجت‌های من در شما هستند و... 17. چرا ولی فقیه باید از جانب مجلس خبرگان انتخاب شود؟ 18. ولی فقیه باید اموری را اجرا کند که خداوند فرمان داده است. ولی فقیه بدهکار مردم نیست. تنها قسمتی از وظیفه رهبر رسیدگی به مردم است. 19. مهم‌ترین وظیفه رهبر آزادی فطرت‌ها و برداشتن موانع انسانیت است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1938
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 135

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 135

ولایت فقیه که جانشین معصوم است یکی از شئوناتش قضاوت است. در قضاوت ما فقط یا به قضاوت معصوم یا به قضاوت فقیهی که مورد تأکید معصوم است تن می‌دهیم. قرآن یکی از منابع شناخت را تاریخ می‌داند و اصرار دارد که ما تاریخ گذشته را بدانیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و پنج «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. مصادیق احکام اجتماعی اسلام جز با وجود حکومت اسلامی قابل اجرا نیستند. 2. اسلام برای خودش یک نظام حقوقی و قضایی ویژه دارد. 3. در قضاوت ما فقط یا به قضاوت معصوم یا به قضاوت فقیهی که مورد تأکید معصوم است تن می‌دهیم. 4. برای تنفیذ حکم احتیاج به قدرت اجرایی و حکومت اسلامی است. 5. دلیل عقلی و نقلی مشترک: نقل فرموده قضا باید اسلامی باشد و عقل هم این را قبول دارد. قضای اسلامی در فضای حکومت اسلامی. 6. ولایت فقیه که جانشین معصوم است یکی از شئوناتش قضاوت است. 7. هیچ نظام سیاسی مورد تأیید معصوم نیست اگر قرار باشد فقیه تحت آن نظام سیاسی باشد. 8. سلطان حق حکومت بر فقیه را ندارد فقیه خودش حق سلطنت دارد و قانون دارد. 9. اگر دیدید فقیهی کشیده شد به سمت تبعیت سلطان یا حکومت غیرفقهی مطمئن باشید دیگر فایده ندارد. 10. بحثی که جدیداً مطرح شده است این است که ما در دین ولایت فقیه نداریم و بحث وکالت فقیه را داریم. 11. واقعاً این با کجای انسان‌شناسی اسلامی سازگاری دارد که تکلیف میلیون‌ها انسان و کافه مردم را به غیر از فقها بسپاریم. 12. قرآن یکی از منابع شناخت را تاریخ می‌داند و اصرار دارد که ما تاریخ گذشته را بدانیم. 13. در مورد روحانیت ناآگاهی به خصوص جهل تاریخی ما را در دردسر می‌اندازد. 14. از نظر اطلاعات تنها کسی که اطلاعاتش نزدیک خداوند و معصوم است خود علما هستند. 15. اگر شما حرف از تخصص و مدیریت علمی می‌زنید چه کسی اطلاعاتش بالاتر از بقیه است. 16. این مدیریت علمی که بحث از آن می‌کنند و برتر از مدیریت فقهی می‌دانند در کشورهای خارجی نتوانسته پاسخ‌گو باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1936
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
تنبلی و بیحوصلگی، جلسه 45، 93/6/15

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

تنبلی و بیحوصلگی، جلسه 45، 93/6/15

در بسیاری از موارد علت‌های شکستِ انسان، عدم آگاهی و مهارت او نمی‌باشد، بلکه ممکن است، ارتکاب او به گناهی سبب عدمِ همراهیِ غیب با انسان شده و او را به نتیجه مطلوب و دلخواه نرساند. غرور، رنجاندن دیگران، خودشیفتگی‌ها، منت گذاردن‌ها، فخرفروشی‌ها و ... مساعدت فرشتگان و امدادهای غیبی را از انسان سلب می‌نماید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهل و پنج «تنبلی و بی حوصلگی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: در جلسه گذشته، به بررسی یکی از ریشه‌های تنبلی و بی‌حوصلگی تحت عنوان بلندپروازی پرداختیم. در این مجال نیز یک عامل دیگر را مورد بررسی قرار می‌دهیم.   عامل دوم؛ شکست‌ها در این گروه از تنبلی‌ها، ممکن است شخص هرگز بلندپروازی نداشته و به آرمانهای ناممکن فکر نکرده باشد، اما نتیجه مطلوب و متناسبی نیز از زحماتی که در قبالِ هدفی خاص متحمل شده است، دریافت ننموده باشد. گاه تکرار شکست‌ها، چه در زمینه‌ای مشابه و چه در مواردی متفاوت در زندگی یک انسان، می‌تواند سبب سرخوردگی او شده و مانع از ادامه تلاش و فعالیت‌های مفید و سازنده او گردد. البته چنین واکنشی، یک عکس العمل معیوب، غیر منطقی و نامطلوب در برابر شکست‌ها محسوب می‌گردد.   انسان عاقل و زیرک به محض رویارویی با پدیده شکست، به طور طبیعی، به بررسی عوامل زیر می‌پردازد: 1- آگاهی‌ها و اطلاعات لازم او ابتدا می‌اندیشد که آیا مطالعات و آگاهی‌های لازم را برای موفقیت در امر مورد نظرش داشته است و یا عدم آگاهیِ او به میزان کافی، سبب بروز شکست در امری شده است که برای به ثمر رسیدنش، «تلاشِ لازم» را اعمال نموده است. ضعفِ در آگاهی به کمک یک مشاور آگاه و کارشناس قابل جبران است.   2- تمدن‌ها و تلاش‌های قبلی برای کسب مهارت‌ها اما همیشه صِرفِ داشتن آگاهی برای موفقیت در امری کافی نیست. بلکه انسان در بسیاری از امور، نیازمند تمرین‌های مکرر و جدی است تا بتواند این آگاهی را از مرحله دانایی به دارایی رسانده و در آنها به مهارت برسد. همه استعدادها به صورت بالقوه در انسان‌ها موجودند، اما نحوه برخورد انسان‌ها با خودشان برای پرورش‌ استعداد‌ها و یا چگونگیِ رویارویی آنان با ارتباطات و اَعمال گوناگون، سبب شکوفایی این استعدادها و در نهایت موفقیت در زمینه‌های مختلف می‌گردد.   کسب مهارت‌های صحیح در روابط عاطفی، زناشویی، خانوادگی، اجتماعی، شغلی، اقتصادی و ... علت اصلی و مهمی در کاهش آمار شکست‌ها در جنبه‌های گوناگون زندگی انسانهاست. آمار بالای طلاق‌ها در جامعه ما نشان از عدم مهارت‌یابی همسران در دوران قبل از ازدواج دارد.   امام رضا «علیه‌السلام» می‌فرمایند. «من سأل اللهَ التّوفیق، و لم یجتهد، فقد استهزأ بنفسِهِ» هر که از خداوند موفقیت را درخواست کند و برای آن سخت کوشی نداشته باشد، خودش را مسخره نموده است.   هرگز نمی‌توان بدون تمرین به مهارت رسید. باید تمرکز کرد، تلاش نمود، و تمرین‌ها را جدی و مکرر دنبال کرد تا به مهارت رسید. بدون تمرین حتی مربی‌گریِ پیامبر نیز به هیچ سرانجامِ موفقی ختم نمی‌گردد.   3- ارتکاب گناهان در بسیاری از موارد علت‌های شکستِ انسان، عدم آگاهی و مهارت او نمی‌باشد، بلکه ممکن است، ارتکاب او به گناهی سبب عدمِ همراهیِ غیب با انسان شده و او را به نتیجه مطلوب و دلخواه نرساند. غرور، رنجاندن دیگران، خودشیفتگی‌ها، منت گذاردن‌ها، فخرفروشی‌ها و ... مساعدت فرشتگان و امدادهای غیبی را از انسان سلب می‌نماید. باطن ناپاک و نیّاتِ بد نسبتِ به دیگران، قطعاً موجباتِ شکستِ انسان را فراهم خواهند نمود.   فراموش نکنیم که ما حق سرزنش کردنِ کسی را نداریم. زیرا تمامِ انسانها، فرصت برای اشتباه دارند و اساساً به واسطه همین خطاها و اشتباهات است که می‌توانند تجربه بیندوزند، رشد کنند و بزرگ‌تر شوند.   باید به خودمان و دیگران فرصت دهیم تا از لابه‌لای خطاهای خود، راه صحیحِ مقابله با ضعف‌هایمان را پیدا کنیم، و آنان را از نفس خویش بزداییم. خوب است بدانیم که در امر به معروف و نهی از منکر نیز سرزنش نمودن و ایرادگیری، بدترین روشِ ممکن است. کلام پر مهر، به همراه دیدن و شمردنِ خوبی‌های طرف مقابل انسان را به نتیجه بهتری خواهد رساند.   4- وقوع شکست‌ها از مَجرای لطف خداوند گاه شکست‌های انسان، علتی جز لطفِ پروردگار ندارند. صبر در برابر شکست‌ها و ادامه مسیر به صورت کاملاً شاد و با انگیزه، قطعاً به رشدِ انسان منجر خواهد شد. امام رضا «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من سأل الله الجنّه و لم یصبر علی الشّدائد، فقد استهزأ بنفسه» هر کس از خداوند بهشت را درخواست نماید، اما حاضر نباشد، در هنگامه سختی‌ها صبر کند، خودش را مسخره کرده است.   بهشت، یعنی سعادتِ جاودانه که هیچ کسی تا در دنیاست نمی‌تواند عظمت آن را درک نماید. و کسی که چنین عظمتی را طلب می‌کند، باید مانند یک جنینِ موفق که در رحم مادر، جز به تولد سالمش به دنیا نمی‌اندیشد، تنها چشم به هدفش دوخته و از تمام لحظات عمرش برای آماده شدن برای لحظه با شکوه تولدش استفاده نماید.   و در فرمایشِ دیگر امام رضا «علیه‌السلام» چنین می بینیم: «من تعوّذ بالله مِن النار و لم یِترُک الشهواتِ الدّنیا، فقد إستهزأ بنفسه» کسی که به خداوند از شر جهنم پناه می‌برد اما نمی‌تواند شهواتِ گوناگون خود را ترک کند، خودش را مسخره نموده است. نمی‌شود مسیرِ جهنم را پیمود، اما به آن نرسید. تنها راه حلِ سعادت، سخت‌کوشی و ترک تنبلی‌ها و بی‌حوصلگی‌هاست.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1928
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
استاد محمد شجاعی: در ولایت‌پذیری، مهمترین مسئله، پذیرش قلبیِ ولایت است.

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: در ولایت‌پذیری، مهمترین مسئله، پذیرش قلبیِ ولایت است.

تمام کتب شیعه و اهل تسنن بر این عقیده‌اند که منظور از اهل‌بیت، پنج تن آل کساء هستند که عصمتِ آنان را به راحتی می‌توان از این آیه استنباط نمود. عبارت «یطهّرکم تطهیرا» اشاره به کلمه مطهّرون در آیه 79 سوره واقعه دارد و این نشان می‌دهد که جز اهل‌بیت کسی به باطن قرآن دسترسی نخواهد داشت. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و هشت «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۲ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ارتباط میان قرآن و معصومین «علیهم‌السلام» قرآن، کتاب جاودانه هدایت انسانهاست و مسئولیت رهبری و هدایت مردم را تا قیامت بر عهده دارد. زیرا خداوند قرآن را آخرین کتابِ آسمانی معرفی نموده و کتاب دیگری بعد از آن نخواهد آمد. عظمت و قدرت این کتاب آسمانی به قدری است که در تمام اعصار، دست‌خوش تحریف و تغییر نشده و هدایت‌گر بشر در قرون مختلف خواهد بود. خداوند بزرگ در آیات 77 تا 79 سوره واقعه در مورد عظمت قرآن می‌فرمایند: «انّهُ لقرآنٌ کریم، فی کتابٍ مکنون، لا یَمَسُّهُ الاّ المطهّرون» همانا این قرآن کریم در کتاب پوشیده‌ای است که جز پاک‌شدگان کسی به باطن آن دست نمی‌یابد.   کتابی چنین عظیم و پر رمز و راز، نیاز به مفسران، تبیین کنندگان و مجریانی به همان عظمت دارد تا بتواند مورد استفاده عقلِ اندکِ بشر قرار گیرد. ممکن نیست خداوند کتاب عظیمی را برای هدایت انسانها طراحی نموده باشد، اما مبیّن و مفسّری برای آن قرار نداده باشد. منظور از عبادت «الاّ المطهّرون» انحصار علوم باطنیِ قرآن در نزدِ گروه پاک‌شدگان است. اما به راستی «پاک‌شدگان» چه کسانی هستند؟ خداوند در آیه 33 سوره احزاب به این پرسش، پاسخ می‌دهد: «إنّما یریدالله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یُطهّرکم تطهیرا» خداوند اراده نموده است که فقط پلیدی را از شما اهل‌بیت بزداید و به طور ویژه‌ای پاکتان گرداند.   تمام کتب شیعه و اهل تسنن بر این عقیده‌اند که منظور از اهل‌بیت، پنج تن آل کساء هستند که عصمتِ آنان را به راحتی می‌توان از این آیه استنباط نمود. عبارت «یطهّرکم تطهیرا» اشاره به کلمه مطهّرون در آیه 79 سوره واقعه دارد و این نشان می‌دهد که جز اهل‌بیت کسی به باطن قرآن دسترسی نخواهد داشت.   اساساً حرکت نمادین پیامبر در ماجرای حدیث کساء، تنها برای معرفی اهل‌بیت بوده است و هیچ مفهوم دیگری ندارد. بنابراین می‌توان گفت که به تصریح قرآن، تنها اهل‌بیت (معصومین)، پاک‌شدگان از سوی خداوند بوده و به تمام قوانین و حقایق قرآن مشرف‌اند. لذا تنها آنان شایستگی هدایت انسان‌ها را تا آغوش الله دارا می‌باشند.   در تمام عالم، تنها دو مجموعه ولایتی وجود دارد: 1- مجموعه فطرت گرایان: انسانها در این مجموعه تحت ولایت الله قرار دارند و به سمت تشبّه به او پیش می‌روند. 2- مجموعه طبیعت‌گرایان: انسانها در این مجموعه بخش فوق عقلانی خود را به رسمیت نمی‌شناسند، لذا به صورت کاملاً ناخودآگاه تحت ولایت شیطان (طاغوت) قرار گرفته و ارزش‌های آنان را به عنوان ارزش می‌پذیرند، از همین رو، رفته رفته به آنها شباهت می‌یابند. خداوند حکیم در سوره بقره این دو مجموعه ولایتی را بسیار روشن به تصویر می‌کشد: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظّلمات إلی النور و الذین کفروا، اولیاءهم الطاغوت، یخرجونهم من النّور إلی الظلمات، اولئک اصحاب النّار، هم فیها خالدون».   مؤمنان با قرار گرفتن در دایره ولایت الله، به تدریج از تاریکی‌ها خارج شده و به سمت نور حرکت می‌کنند تا اینکه در نهایت به نور مطلق (الله) می‌رسند. اما کافران که ولایت الله را نپذیرفته‌اند و خود را آنقدر ارزشمند و لایق نیافته‌اند که سبک زندگی‌شان را از الله دریافت نمایند، تحت ولایت طاغوت (طغیانگران از مسیر انسانی) قرار گرفته و روز به روز نور فطرتشان را از دست داده و به ظلمات (جهنم) نزدیک می‌شوند.   تمایلات و علایق انسانها به الگوپذیری از هر کدام از این دو گروه نشان می‌دهد که انسان در کدام مجموعه ولایتی قرار داشته و در قیامت در زمره کدام گروه محشور خواهد شد. فراموش نکنیم که میزان ارزش انسانها به الگوهایی است که می‌پذیرند و از آن تبعیت می‌کنند. در ولایت‌پذیری، مهمترین مسئله، پذیرش قلبیِ ولایت است.   اگر نفس انسان به ولایت معصوم سَر نسپارد و در برابر آن به خضوع نرسد، به یقین در قیامت جزو مجموعه ولایتی آنان محشور نمی‌گردد. می‌دانیم که تمام پرسش‌های آخرتی، وجودی‌اند؛ و نفس می‌باید در دنیا کاملاً با حقیقتِ این سؤالات، خصوصاً حقیقتِ ولایت معصومین پیوند خورده باشد. در غیر اینصورت اطاعت اجباری در دنیا (از ترس جهنم و ...) هیچ تأثیری در رشد نفس انسان نخواهد داشت.   از نوع سبک زندگی هر انسان می‌توان دریافت که او چه باوری نسبت به خود داشته و با کدام گروه محشور خواهد شد. نمی‌توان به سبک طاغوتیان زیست، اما امید به رحمت خداوند و ورود به بهشت را داشت. سبک زندگی انسان، انتها و مقصد حرکت او را مشخص می‌کند. مقصد در سبکِ ولایتی طاغوت، دوزخ است، و توهم و تصور بهشت، این مقصد را تغییر نخواهد داد. کسی که حقیقتاً به بهشت امیدوار است، در مسیر رسیدن به آن گام بر می‌دارد و برای رسیدن به آن نیز تلاشی جدّی دارد.   نمی‌توان با قرآن مأنوس نبود، اما در قیامت اقرار کرد که قرآن کتاب قوانین زندگی من بوده است، نمی‌توان با خانواده آسمانی رفاقت نکرد، اما انتظار داشت که در کثرتِ قیامت، در زمره آنان به امان رسید.   نمی‌توان الله را در آغوش نکشید، اما تحت ولایت او قرار گرفت. حال با اندکی اندیشه در می‌یابیم که اگر ولایت معصوم، منجر به حذف هر گونه سوءنیت در وجود انسان نشود، یعنی ولایت‌پذیری ما حقیقی نبوده و تأثیری در رشد انسانی ما نداشته است. یک ولایت‌پذیری حقیقی، انسان را لحظه به لحظه به سمت روحی بی‌تجاوز، بی‌کینه، بی‌ظلم، آرام، شاد و قدرتمند پیش می‌برد.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1927
زمان انتشار: 14 فوریه 2015
| | | |
شرح فرمایش امام رضا علیه السلام

صوت کامل جلسه ی دوم خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/16

شرح فرمایش امام رضا علیه السلام

امام رفیق و امین است ...

صوت

1 - شرح فرمایش امام رضا علیه السلام
2 - شرح فرمایش امام رضا علیه السلام
3 - شرح فرمایش امام رضا علیه السلام

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1926
زمان انتشار: 14 فوریه 2015
| | | |
فرمایش امام رضا علیه السلام ...

صوت کامل جلسه ی اول خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/16

فرمایش امام رضا علیه السلام ...

ادامه ی شرح فرمایش امام رضا علیه السلام به حضرت عبدالعظیم الحسنی سلام الله علیه

صوت

1 - فرمایش امام رضا علیه السلام ...
2 - فرمایش امام رضا علیه السلام ...
3 - فرمایش امام رضا علیه السلام ...

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1899
زمان انتشار: 8 فوریه 2015
| |
    ولایت، جلسه 134

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت، جلسه 134

علم ائمه متصل به علم خداوند است و لدُنّی است و به همین علت بیشتر از آنان هیچ کس دیگری انسان را به آن اندازه که باید بشناسد نمی‌شناسد و به خاطر همین علم است که می‌دانند چه کسی بعد از خودشان صلاحیت و لیاقت رهبری امت را دارد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و چهار «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. وکالت فقیه یعنی فقیه وکالت دارد نه ولایت، یعنی مردم که حاکم بر سرنوشت خویشند حق دارند حاکم خودشان را تعیین کنند و به فقیه وکالت می‌دهند که از طرف آنان بر امورشان نظارت داشته باشند. 2. در وکالت فقیه مردم می‌توانند هر وقت بخواهند فقیه را از وکالت عزل کنند. 3. در وکالت فقیه حدود کارهای تحت اختیار وکیل را مردم مشخص می‌کنند. 4. ولایت فقیه عبارت از ولایتی است که از طرف خداوند است و فقیه منصوب عام از طرف معصوم و منصوب با واسطه از سوی خداوند بر مردم است و مردم باید حاکمیت و سرپرستی او را بپذیرد. 5. وقتی کسی کاری را برای دیگری انجام می‌دهد از دو نحو خارج نیست یا به نحو ولایت است یا وکالت، یا ولایت بر دیگری دارد و می‌تواند در موردش تصمیم بگیرد یا وکیل از طرف دیگری است که می‌تواند بجای او تصمیم بگیرد. 6. در وکالت نظر نهایی را موکل می‌دهد ولی در ولایت اصالت رأی با ولی است. 7. در یک مورد واحد وکالت و ولایت با هم جمع شدنی نیستند. 8. از میان انسان‌ها هیچ کس بر انسانهای دیگر ولایت ندارد و همه آزاد خلق شده‌اند و تنها کسی که ولایت مطلقه بر انسان‌ها را داراست آفریننده و مالک و مدبر آن‌هاست یعنی خداوند تبارک وتعالی. 9. اگر در بین انسان‌ها ولایتی وجود دارد آن ولایت فقط از طرف خداوند است. 10. انسان نمی‌تواند کسی را ذاتاً ولی قرار دهد. 11. معصومین‌علیهم السلام بدون واسطه ولی انسان‌ها هستند یعنی مستقیماًاز جانب خداوند نصب شده‌اند و غیر معصوم (فقها) از طرف خداوند و با واسطه معصومین ولی انسان‌ها می‌باشند. 12. انسان فقط در مواردی می‌تواند کسی را وکیل خود کند که آن امر مختص به خودش باشد. 13. تعیین حدود وکالت به عهده موکل است و عقد قرار داد با تصمیم اوست و فسخ قرار داد هم به عهده اوست و وکالت زمان‌دار است یعنی اگر ولایت گذار مُرد ولایت ولی باطل نمی‌شود. 14. ولایت زمان‌دار نیست یعنی اگر ولایت گذار مُرد ولایت ولی باطل نمی‌شود. 15. حضرت رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله فرمودند: آقا امیرالمؤمنین ولی است، ولایت حضرت با از دنیا رفتن پیامبر فسخ نمی‌شود. 16. ولایت زمانی فسخ می‌شود که یک ولی بالاتری آن را فسخ کند مثل والیانی که معصومین انتخاب می‌کردند و به آن‌ها ولایت می‌دادند، هیچ کس دیگری غیر از معصوم«علیه‌السلام» نمی‌توانست ولایت آن‌ها را فسخ کند. 17. ولایت فقها از جانب معصوم«علیه‌السلام» است و هیچکس نمی‌تواند آن ولایت را فسخ کند. 18. وکالت امری کاملاً اختیاری است یعنی وکیل قبل از اینکه مقام وکالت را بگیرد حقی بر کسی ندارد که این حق آن شخص را وادار کند که او را وکیل خود کند. 19. ولایت امری اختیاری نیست یعنی قبل از اینکه توسط مردم پذیرش شود (به عنوان ولی) خود به خود صاحب حق است مثل اینکه والدین چه فرزند بپذیرد و چه نپذیرد دارای ولایت هستند. 20. خداوند تبارک و تعالی وقتی ولایت را برای شخصی تعیین می‌کند وظیفه مردم ایجاب می‌کند که ولایت او را بپذیرد و به آن تن دهند. 21. ولایت فقیه ولایت فقه است نه ولایت شخص حقیقی، فقیه یک مقام و شخصیت حقوقی است. 22. ولی فقیه نمی‌تواند مستبد باشد چون ولایت فقیه ولایت فطرت است نه طبیعت، مسئله استبداد، زورگویی و تجاوز در طبیعت است و وقتی یکسری شروط مثل عدالت و تقوا از شروط ولی فقیه است پس نمی‌تواند مستبد باشد. 23. ولی فقیه خودش نیز موظف است که طبق دین ولایتش را اعمال کند و اگر بخواهد خارج از آن عمل کند ولایتش ساقط است. 24. اینکه ما اختیارات خود سلب را کرده وکاملاً به دست فقیه می‌سپاریم در واقع به شخصیت حقوقی فقیه می‌سپاریم که در حقیقت همان ولایت خداوند است نه شخصیت حقیقی. 25. در قرآن کریم مطرح می‌شود که برای هیچ مرد و زن مؤمنی این اختیار نیست که اگر خدا و رسول او حکمی کردند آن‌ها سرپیچی کنند تا بپذیرند. 26. ما موظفیم که ولایت را از طرف معصوم«علیه‌السلام» بپذیریم و این پذیرش عمق رشد و عبودیت و طی کردن مدارج کمال است. 27. ولی فقیه نیز وکالت دارد ولی از طرف معصوم«علیه‌السلام» که ولایت دارد یعنی از طرف مقام بالاتر از خودش وکالت دارد نه از طرف مردم. 28. هم قانون گذاری به عهده خداوند تبارک و تعالی است و هم تعیین مجری قانون. 29. مجری قانون باید شناخت کامل از قانون و نحوه ارتباط تشریعی و تکوینی قانون با موجودی که برایش قانون وضع شده داشته باشد حال چه کسی بالاتر از ائمه نسبت به خدا و قانون او شناخت دارد. 30. علم ائمه متصل به علم خداوند است و لدُنّی است و به همین علت بیشتر از آنان هیچ کس دیگری انسان را به آن اندازه که باید بشناسد نمی‌شناسد و به خاطر همین علم است که می‌دانند چه کسی بعد از خودشان صلاحیت و لیاقت رهبری امت را دارد. 31. معصومین علیهم السلام همگی فقیه جامع‌الشرایط را تنها مرجع و شخص قابل اعتماد پس از خودشان می‌دانند و وکالت یک سری امور مثل فتوا دادن، قضاوت، حکومت و... را به فقیه داده‌اند. 32. تنها خداوند است که می‌تواند طرفدار حقوق مردم باشد. 33. اساساً طبیعت انسان نیست بلکه یک شان محکوم انسان است، یک شان طفیلی اوست و یک بعد حیوانی است. 34. فطرت با خدا ناسازگار نیست بلکه کاملاً پذیرش دارد و اساساً نظر غیر خدا را نمی‌تواند بپذیرد. 35. فطرت می‌داند که در دین حقوقش رعایت شده چرا که می‌داند دین بر اساس مصالح انسان است و توسط خداوند که انسان را خلق کرده وضع شده است پس با خداوند جنگ ندارد. 36. اگر نصب امام معصوم می‌شود یا معصوم نصب ولی فقیه می‌کند فقط به خاطر مردم است چرا که حقوق مردم باید رعایت شود (البته با مقیاس ابدی). 37. رعایت حقوق انسان با در نظر گرفتن دنیا و آخرت و خوشبختی و آرامش و امنیت و سعادت او در دنیا و آخرت انجام می‌شود. 38. اگر خداوند حضرت علی«علیه‌السلام» را انتخاب می‌کند یعنی او کامل‌ترین الگو برای انسان است و چون خداوند بیشترین محبت را نسبت به انسان دارد او را تعیین کرده و مقاومت در این باره مقاومت طبیعی است نه فطری. 39. فطرت هرگز در مقابل پذیرش ولایت فقیه از خود مقاومت نشان نمی‌دهد. 40. غیر فقیه یعنی حذف کردن آگاه‌ترین و با تقواترین اشخاص به دین خدا، یعنی حذف مصلح‌ترین فطرت‌ها و حذف متخصصی که صلاحیت مدیریت را داراست. 41. اگر ولایت همان وکالت باشد باید همه مردم او را انتخاب کنند در صورتیکه در انتخابات مثلاً فقط از 16 سال به بالا حق رأی دارند (مگر کوچک‌ترها آدم نیستند) از طرفی در بین واجدین شرایط نیز برخی مثلاً آن شخص را قبول ندارند. 42. با وکالت و دمکراسی و رأی و... به راحتی حقوق همه مردم استیفا نمی‌شود یک ضرورت اجتماعی و عقلی است که ما را به سمت انتخابات می‌کشاند اما حقیقتاً همه مردم استیفاء نمی‌شوند و همه مردم حقیقتاً راضی نیستند. 43. اگر فقیه وکیل باشد وکالت فقه با حقوق اکثریت مردم هماهنگی ندارد و بسیاری این مسئله را قبول ندارند. 44. در مسئله ولایت پذیرش از طرف مردم شرط نیست مشروعیتش از طرف حق تعالی است و مقبولیتش از طرف مردم است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1893
زمان انتشار: 8 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 133

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 133

تنها دینی که در لسان تمام پیامبران الهی مرضی خداوند است همانا اسلام می‌باشد گرچه شریعتهای جزیی در عصر هر پیغمبری ممکن است متعدد باشد ولی خطوط کلی آن‌ها یکی و همگی بر مبنای اسلام بوده است. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و سه «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. خداوند تبارک و تعالی ضرورتاً پیامبر را مبعوث می‌کند و بر مردم نیز واجب کرده که پیام آوران را بشناسند، آن‌هم از طریق چیزهایی که به وسیله آن‌ها پیامبران را مسلح کرده و برای مردم نیز یقین آور است. 2. دین خداوند تبارک و تعالی برای مردم لازم است و مردم ضرورتاً به دین با هدایت الهی احتیاج دارند. 3. نصب رهبر و ولی امر و زعیم امور اسلامی از شئون خداوند تبارک و تعالی است نه از شئون مردم. 4. هیچ کس بهتر از خداوند نمی‌داند که هدایت را به چه کسی بسپارد، بنابراین رهبری که از جانب خداوند به ولایت الهی تعیین می‌شود بر مردم ولایت دارد. 5. وکالت یعنی مردم خود بگویند ما حقی داریم و فلانی را وکیل می‌کنیم تا کار ما را انجام دهد. 6. تعیین رهبر که از شئون الهی است جنبه اعتقادی و کلامی دارد. 7. جنبه فقهی ولایت این است که مردم موظف‌اند ولایت کسی را که خداوند منصوبش کرده بپذیرند و خود فقیه نیز واجب است تن به این ولایت دهد. 8. مردم از آن جهت که انسان هستند همیشه به راهنما و رهبر احتیاج دارند و در عصر غیبت نیز نزدیک‌ترین انسان به معصوم از طرف ایشان برای بسیاری از سمتهای دینی چون: مرجعیت فتوا، کرسی قضاوت و... منصوب می‌شود. 9. به خاطر وضعیت خاص خلقت و مصالح مردم و اینکه آن‌ها تحت شرایط خاصی خوشبخت می‌شوند باید رهبرشان خصوصیات خاصی را دارا باشد. 10. خصوصیات رهبر عبارت است از: اجتهاد، عدالت، تقوا و شایستگی سیاسی و مدیریتی. 11. خداوند حکیم دو کار را انجام می‌دهد: یکی تعیین و نصب والیان و متولیان امور دینی و دیگری دستور اطاعت از رهبری آنان که یکی کلامی و دیگری فقهی است. 12. در زمان پیامبر ایشان باید برای مردم معجزه می‌آورد که مشخص کند از جانب خداوند است ولی برای بقیه رهبران احتیاج به اعجاز نبود بلکه همین رهبر (نبی) می‌توانست آن‌ها را تعیین کند. 13. ائمه به نوبه خود معجزاتی نشان می‌دهند که البته در زمان اختیار است یعنی زمان خود معصوم، امّا در زمان اضطرار که امام (به اصطلاح) پنهان است به ولایت فقیه بسنده می‌شود. 14. به این دلیل در زمان غیبت به ولایت فقیه بسنده کرده‌اند که فقاهت‌شناسی و عدالت خواهی مقدور بشر است و بشر به این درجه از رشد رسیده است که بتواند تشخیص دهد. 15. قدرت شناخت تنها می‌تواند نیاز به اعجاز و مانند آن را بر طرف کند یعنی مردم توانایی دارند رهبر خود را بشناسند ولی بدین معنی نیست زمام تعیین رهبر هم به دست مردم باشد. 16. رهبر اسلامی متولی دین خدا و رهبر الهی است یعنی از طرف خداوند مسئولیت دارد و وظیفه‌اش هدایت دین خداست و حق جمهور نیست که زمام آن را به دست شخص معین هرچند که فقیه عادل باشد بسپارند. 17. جمهور مورد حق است نه مصدر حق یعنی کل مردم به خداوند بدهکارند و همگی مملوک خدا و عبد او هستند نه اینکه طلبکارانه هر کاری دلشان خواست بخواهند بکنند. 18. مردم مبدأ فاعلی نیستند، لذا زمام حمایت و دفاع و تبلیغ و هدایت و دعوت و بالاخره اجرای احکام باید از طرف صاحب دین و مکتب و به اصطلاح مبدأ فاعلی قانون سماوی اعمال شود. 19. مکتب الهی قانون مدرن بشری نبوده و عصاره اندیشه اندیشوران جامعه نخواهد بود زیرا علم بشر به این اندازه از رشد نرسیده که بتواند یک قانونی را مدوّن کند که این قانون بتواند تمام جهات خوشبختی مردم را در دنیا و آخرت لحاظ کند. 20. سید علی خامنه‌ای و روح‌الله موسوی الخمینی همچون بقیه مردم هستند و هیچ فرقی ندارند بلکه چنان شهروندان دیگر پذیرای ولایت فقاهت و عدالت هستند یعنی به خودشان هم واجب است ولایت را بپذیرد و به مقتضای آن عمل کند. 21. علومی که در ضمن احادیث به عالمان دین می‌رسد وظیفه علما را مشخص می‌کند یعنی وقتی گفته می‌شود فلان عالم وارث فلان پیغمبر است باید دید از طرف پیغمبر چه علمی را فرا گرفته که وارث آن باشد. 22. وقتی گفته می‌شود علما وارثان انبیاء هستند یعنی وقتی انبیاء وجود فیزیکیشان نیست علما درست در جای آن‌ها هستند و همه وظیفه‌ای که نبی دارد غیر از جنبه مقامات معنوی و مکاشفات، ایشان نیز دارا هستند. 23. علومی که درباره وجوب و حرمت، حلال و حرام، قصاص و حدود و تعزیرات و جهاد و دفاع و مانند آن به فقها منتقل می‌شود رسالت آنان را در اعمال و قبول و اجرای آن احکام معلوم می‌کند. 24. احکام فقهی که در زمان انبیاء به منظور عمل و اعمال تلقی می‌شد هم اکنون نیز باید عینیت پیدا کند و به مرحله عمل برسد آن هم توسط عالمان دین که وارث آن ذوات نورانی هستند تا احکام در بوته ذهن و کتاب محصور نگردد. 25. وقتی یک پیغمبر که مسؤولیت سرپرستی و رهبری را داشت وجود داشت دیگر ضرورتی نداشت پیغمبر دیگری در همان زمان همان مسؤولیت را داشته باشد نظیر لوت در معیت حضرت ابراهیم که تابع حضرت ابراهیم بوده است. 26. علمای هر دین وارث پیامبر همان دین هستند، پیامبر اسلام هم که وظیفه رهبری و سرپرستی را داشته‌اند علمای دین اسلام نیز چنین وظیفه‌ای را دارا هستند. 27. اگر مردم با علما دین بیعت کنند آن‌ها از جانب خداوند موظف‌اند که ولایت امری را بپذیرند مثل حضرت علی«علیه‌السلام» که وقتی مردم با ایشان بیعت کردند خلافت را پذیرفتند. 28. تنها دینی که در لسان تمام پیامبران الهی مرضی خداوند است همانا اسلام می‌باشد گرچه شریعتهای جزیی در عصر هر پیغمبری ممکن است متعدد باشد ولی خطوط کلی آن‌ها یکی و همگی بر مبنای اسلام بوده است. 29. وظیفه علما این است که صبر نکنند، مبارزه کنند بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم. 30. هرگز نمی‌توان عنوان علما را منحصر در آن ذوات نورانی دانست هر چند آن‌ها مصادیق کامل آن هستند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1888
زمان انتشار: 8 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 132

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 132

امام رضا «علیه‌السلام»: اگر خداوند یک امامی که رهبری کند امین باشد حافظ حدود الهی باشد قرار ندهد ملت مندرس می‌شوند دین هم نابود می‌شود و تمام سنتهای الهی و انبیاء تغییر می‌کنند. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و دو «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. حدیث: کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. 2. خداوند واجب نموده که رهبران الهی و رسل را بشناسیم و ملتزم به طاعت آن‌ها باشیم که آن‌ها واجب الاطاعه هستند. 3. بر خداوند واجب است که طبق قاعده لطف اگر ما را خلق کرده مصالحی که سعادت ما را هم در دنیا و هم در آخرت تأمین کرده در اختیار ما قرار داده است. 4. اگر ما قائل باشیم که یک انسانی هست و یک ابدیت هم فرا روی اوست نوع زندگی ابدی او دقیقاً وابسته به نوع زندگی اوست. 5. امام رضا «علیه‌السلام»: ما از یک طرف مصالحی روی زمین داریم و از طرف دیگر خودش هم دیده نمی‌شود خیلی هم ظاهر واضح است که انسان‌ها ضعیف و عاجزند از اینکه خدا را درک کنند چاره‌ای نیست از اینکه حتماً نماینده از طرف خدا و انسان‌ها بیاید که معصوم از اشتباه و خطا باشد. 6. این جهان به این عظمت هنوز ادراکمان به انتهای نظام مادی نرسیده در نظام مادیش هنوز حیران هستیم و هزاران سال دیگر هم حیران هستیم چه قدر در قران اصرار می‌کند که ثم یومئذ لیسئلون عن النعیم از نعمت‌ها سؤال می‌کنند وقفوهم انهم مسئولون. 7. این رسول و پیغمبر آداب و امر الهی را به مردم برساند انسان‌ها را واقف به مصالح و مضارشان نماید. 8. حضرت می‌فرماید: ما در هیچ جای تاریخ و اقوام و ملل سراغ نداریم که یک جا ملتی سر پا باشد چه از لحاظ دینی و چه امور دنیویش مگر اینکه رئیس داشته باشد. 9. در میان انسان‌ها در بدوی‌ترین قبایل که بروید خواهید دید یک نفر رئیس قبیله بوده است یک رهبر و پیر هست که دستور می‌دهد. 10. می‌فرماید جائز نیست در خداوند حکیم به اینکه مردم را رها کند در چیزی که می‌داند مردم به آن نیاز دارند. 11. مردم قوامی ندارند جز به رهبر خوب که بتوانند با رهبری این امام با دشمنان خوب بجنگند و بتوانند اصول خود را تقسیم کنند و مردم را یک جا جمع نماید و به آن‌ها وحدت بدهد. 12. امام جلوی طغیان‌ها و زیاده رویهای افراد را می‌گیرد جلوی استکبار خیلی‌ها را می‌گیرد با اقامه حدود هم می‌فهمند که قانون هست و هر کاری را نمی‌شود انجام دهند. 13. مقام معظم رهبری: آن‌هایی که نمی‌خواهند ولایت فقیه باشد در اجتماع یا می‌خواهند ولایت کودتاگر با شد یا سر مایه داران قلدر. 14. امام رضا «علیه‌السلام»: اگر خداوند یک امامی که رهبری کند امین باشد حافظ حدود الهی باشد قرار ندهد ملت مندرس می‌شوند دین هم نابود می‌شود و تمام سنتهای الهی و انبیاء تغییر می‌کنند. 15. حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» فرمود: نماز مستحبی را نمی‌شود به جماعت خواند و بسیاری از مسائل دیگر یعنی آن‌ها سنت‌هایی داشتند که دیگر به راحتی قابل حل نبود اینگونه انحراف ایجاد کرده بود. 16. می‌فرماید وقتی امام زمان«علیه‌السلام» ظهور می‌کند خیلی‌ها با امام مخالفت می‌کنند از خود علما می‌گویند این امام زمان نیست این یک دین جدید آورده است. 17. امام حسین«علیه‌السلام» را علما دستور می‌دهند که باید کشته شود شورا قاضی کم نیست امیرالمؤمنین قاضی بود آن‌ها آمدند ائمه را کشتند، مشروب خوری کردند نماز هم می‌خواندند. 18. خانم هفت رقم آرایش می‌کند حرم می‌آیند زیارت هم می‌کنند این دو با هم جمع می‌شود یعنی کم‌کم از دین کم می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1887
زمان انتشار: 8 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 131

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 131

روایت از معصوم«علیه‌السلام» اگر بعد از غیبت امام علمائی که دعوت کنند به امام زمان و راهنماکننده هستند نبودند هیچ کسی روی زمین باقی نمی‌ماند مگر اینکه از دین خدا خارج می‌شود آن‌ها برترین مردم در نزد خدا هستند. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و یک «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. از حضرت صاحب«علیه‌السلام»: در حوادثی که برای شما اتفاق می‌افتد مراجعه کنید به کسانی که به احادیث ما مسلط هستند این‌ها حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدا بر آن‌ها می‌باشم. 2. امام«علیه‌السلام» فرمودند: به علما و فقها ما کلیات را به شما می‌دهیم وظیفه ما این است که شما را با کلیات مسلح کنیم اما دیگر فروعات را خودتان استخراج کنید. 3. نبی اکرم صلی الله: شدیدتراز یتیمی که از پدر خود منقطع شده شدیدتر و سخت‌تر یتیمی یتیمی است که از امامش منقطع شده است. 4. مثل رابطه دنیا به آخرت مثل رابطه جنین با دنیاست جنین طبق یک قوانین و نیروی خاصی به سمت دنیا حرکت می‌کند یعنی به سمت دنیا حرکت می‌کند یعنی به سمت دنیا. 5. جنین در رحم مادر اطلاعاتی که باید به او برسد که چه کند که شبیه دنیا باشد قطع شود جنین ناقص به دنیا می‌آید. 6. انسان از دو حالت ولایت خارج نیست یا جزء مجموعه ولایتی خداست یا جزء مجموعه ولایتی شیطان است. 7. انسان به محض اینکه ارتباطش با امام قطع می‌شود قادر نیست خود را به امامش برساند احکام امام هم بلد نیست امام چه حکمی می‌دهد حکم امام را در چیزهایی که به آن‌ها مبتلا می‌شود و در احکام دین است نمی‌داند. 8. روایت: اگر یکی از شیعیان ما که عالم علوم ما می‌باشد و این یتیمی که در محرومیت خود یتیم است را دست این یتیم را بگیرد هدایت و ارشاد نماید و علوم شریعت ما را به او یاد دهد یک چنین شیعه عالمی در معنای رفیق راه ما در نزد خداوند است. 9. روایت از معصوم«علیه‌السلام» اگر بعد از غیبت امام علمائی که دعوت کنند به امام زمان و راهنماکننده هستند نبودند هیچ کسی روی زمین باقی نمی‌ماند مگر اینکه از دین خدا خارج می‌شود آن‌ها برترین مردم در نزد خدا هستند. 10. ما چهار ده قرن است در زیر دین علما هستیم شهادتشان خون جگر خوردنشان زندان رفتن فقر کشیدن‌های اینان خون دلی که این‌ها بعد از امام زمان کشیدند تا به اینجا رسیدند. 11. در زمان خود ائمه هم علماء نقش داشتند امام صادق«علیه‌السلام» در مدینه با همه دنیاارتباط نداشت توسط علما این‌ها در سراسر جهان پخش می‌شود. 12. امام صادق«علیه‌السلام»: ببینید کدام یک از شیعیان ما قضاوت ما را احکام ما را می‌داند او را بین خودتان قاضی قرار دهید شما به آن‌ها مراجعه کنید واو را حاکم خود قرار دهید. 13. اگر زمانی برخورد کردیم به چند عالم که شبیه هم بودند هر دو متقی با سواد و... حضرت صادق می‌فرماید نگاه کنند این دو نفر درگیری می‌کنند یا می‌خواهند سئوالی کنند کسی احادیث ما را روایت می‌کند حلال و حرام‌ها را کاملاً می‌شناسند پس به حکم او همه راضی باشند. 14. مؤمن نه تنها در عمل با ولی خود مخالفت نمی‌کند رهبر، ولی فقیه یک دستوری داد شخص اجرا بکند و بعد در قلبش هم ناراحتی ایجاد نشود. 15. اگر فقیه حکم نمود و از او نپذیرفتند حکم خدا را زمین گذاشتند رد کرده ما را کسی که این‌ها را قبول نکند و کسی که ما را رد کند خدا را رد کرده است. 16. فقط تفاوت معصوم با خدا این است که این مخلوق است و آن خالق بنابراین می‌فرماید: راد علینا اراد علی‌الله 17. خداوند می‌فرماید: او العلم و ما یعلم تاویله علی الراسخون فی العلم منظور چه کسانی هستند. 18. ما اهل بیت مصداق علما هستیم، حقیقت مطلب و محوریت آن با علم و اطلاعات و تخصص است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed