www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2078
زمان انتشار: 25 فوریه 2015
| | | |
عنصر فتنه گر هیچ بهره ای از ولایت اهل بیت ندارد

صوت کامل جلسه ی دوم خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/23

عنصر فتنه گر هیچ بهره ای از ولایت اهل بیت ندارد

ما همیشه در معرض خطر هستیم . انسان باید بداند که ضعیف است و هیچ پناهی به جز خداوند ندارد. پناه بردن به خدا و استعاذه بسیار مسأله ی مهمی است که باید در ارتباط با خدا به آن و به نیازمان به آن توجه داشته باشیم.

صوت

1 - عنصر فتنه گر هیچ بهره ای از ولایت اهل بیت ندارد
2 - عنصر فتنه گر هیچ بهره ای از ولایت اهل بیت ندارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2077
زمان انتشار: 25 فوریه 2015
| | | |
استاد شجاعی : خداوند انسان را خوار و ذلیل محبت دیگران نیافریده است.

صوت کامل جلسه ی اول خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/23

استاد شجاعی : خداوند انسان را خوار و ذلیل محبت دیگران نیافریده است.

تامین نکردن عاطفه بسیار خطرناک است . کم گذاشتن در عاطفه بسیار خطرناک است . انسان نباید تنها دریافت کننده و مصرف کننده باشد بلکه باید پرداخت کننده بوده و دیگران را بدون چشمداشت لبریز از محبت خود کند. جهنم برای سوزاندن بی عاطفگی ها و کم گذاشتن هاست.

صوت

1 - استاد شجاعی : خداوند انسان را خوار و ذلیل محبت دیگران نیافریده است.
2 - استاد شجاعی : خداوند انسان را خوار و ذلیل محبت دیگران نیافریده است.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 2051
زمان انتشار: 24 فوریه 2015
| |
استاد شجاعی:  سعادت جاودانه ما در گرو يك نگاه امام زمان"ع" است

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد شجاعی: سعادت جاودانه ما در گرو يك نگاه امام زمان"ع" است

کمی جدی‌تر بیندیشیم... به زودی در روزی که هیچ کس جز ما و امام‌مان نیست، باید چهره به چهره با او رو به رو شویم؟ آیا نگاه رضایت بخش او در آن لحظه، به تلاشِ تمام عمرما نمی‌ارزد؟ یک نگاه او کافیست تا ما را به سعادتی جاودانه برساند... به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 340 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۹ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: پذیرش ربوبیت الله بسم الله الرحمن الرحیم؛ قل أعوذ برب النّاس، ملک النّاس، اِله النّاس.... خداوند حکیم در این آیات، خود را پادشاه معرفی می‌نماید. ربّ به معنای مالک مدبّر است؛ کسی که با تدبیر بی‌نهایتِ خود، انسان را تا مقام تشبّه به خویش ربوبیت می‌کند. انسانی به مقام خلیفه اللهی خواهد رسید که در برابر این مربی مقاومت نداشته و از دستورات او بی‌هیچ تکبّر و مقاومتی اطاعت نماید. این ربّ عظیم برای صعودِ انسانها به قلّه انسانیت، برای تمام اموراتِ او در شئونات پنج‌گانه‌اش برنامه‌ریزی می‌نماید، به طوری که تمام ارتباطات او در تمام قوای وجودی‌اش (حسی، خیالی، وهمی، عقلی، فوق عقلی) قاعده‌مند و اصولی می‌باشد.   اولین قدم برای حرکت در مسیر انسانی، کنترل تمام ورودی‌های نفس در قوه حسیِ اوست. برای چنین کسی تمام خوردنی‌ها، بوئیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، دیدنی‌ها، لمس کردنی‌ها، گفتنی‌ها و ... از چهارچوبِ مشخصی پیروی می‌کنند. فراموش نکنیم که اگر ورودی‌های نفس در مرحله حس، حرام و ناپاک باشند، انسان به خیالات پاک موفق نخواهد شد. اما کنترل ورودی‌های نفس در قوه حس، سبب تولید خیالات پاک و سالم می‌گردد. خیالِ پاک، عقلانیت انسان را روشن، قدرتمند و پاک می‌سازد و به این ترتیب، فوق عقل انسان قدرت گرفته و درهای غیب به سوی او باز خواهد شد. اکنون به آسانی در‌می‌یابیم که چرا روایات ما، عبادت را مشتمل بر دَه قسم دانسته‌اند و 9 قسم آن را به کسب روزی حلال و طیب اختصاص داده‌اند. بدون لقمه حلال، عبادتهای طولانی نیز فایده‌ای نخواهد داشت. اگر ارتباطات نفس کنترل گردد، خروجی‌های آن نیز، پاک و قدرتمند خواهند بود.   پذیرش حاکمیت الله مسئله بسیار اساسی و مهم در اسلام، حاکمیت قلب در انسانهاست (ملک الناس). در سوره ناس دقیقاً بعد از نام ربّ، نام ملک به میان آمده است. خداوند پادشاه انسانهاست، یعنی بر تمام مراتب وجود آنها، سلطنت دارد. هر حاکمیت دیگری نیز در هر جای عالم باید تحت حاکمیت الله صورت گیرند.   پذیرش هر حاکمیت سیاسی که از سوی الله تأیید نشده باشد، رد نمودن حاکمیت الله و پذیرش حاکمیت طاغوت است. چرا که تخصص حاکمِ انسانها باید از سوی یک مرکز تخصص بالاتر تأیید گردد. بنابراین می‌توان گفت که یا باید متخصص معصومی که مورد تأیید الله است، حاکم جامعه اسلامی باشد، یا حاکمی که متخصص معصوم او را تأیید نموده باشد حاکمیت آنان را به دست گیرد.   ولایت فقیه، اصلِ پذیرفته و ثابت شده در اسلام است. ولی فقیه که جانشین متخصص معصوم است و می‌تواند حاکیمت جامه اسلامی را به دست گیرد باید دارای چند شرط زیر باشد. 1- فقیه باشد؛ در علم فقه به تخصص رسیده باشد و قادر به تصمیم‌گیری برای مسلمین در شرایط مختلف جامعه باشد. 2- با تقوا باشد. 3- قابلیت مدیریت داشته باشد. 4- زمان‌شناس باشد. 5- دنیاشناس باشد.   چنین کسی با این شرایط، حجّت معصومین بر انسانها بوده و باید از سوی مردم مورد اطاعت قرار گیرد. توانایی شناسایی چنین کسی تنها در محدوده قدرت مجتهدان دینی است. لذا مجلس خبرگان، توسط مجتهدانی اداره می‌شود که توانایی شناسایی رهبر جامعه اسلامی را دارا می‌باشند.   امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لا یقبل الله، من العباد الأعمال الصالحه التی یعملونها، إذا تولّوا الإمام الجائر الذی لیس من الله تعالی» اگر مردم امامی را انتخاب نمایند که خداوند او را تأیید ننموده است. هیچ یک از اعمال صالح آنها از سوی خدا پذیرفته نخواهد شد.   همانگونه که اسلام اجازه ازدواج با یک مرد ضعیف (از لحاظ انسانی) را به هیچ دختری با رشد انسانی خوب نداده است، حاکمیت جامعه اسلامی را نیز جز برای انسانِ قدرتمند و رشد یافته‌‌ای شایسته نمی‌داند. چرا که حاکمان جوامع قادر به تغییر شکلِ انسانیِ آن جامعه بوده و می‌توانند آن را به ضعف بکشانند.   تنها کسانی قدرت افزایشِ سطح رشد انسانی یک جامعه را دارند که خود، انسانهایی رشد یافته بوده و از ارتباطات عمیقی با غیب برخوردار باشند. چنین کسانی به یقین، زمین را در زمان حاکمیت خود، از مظاهر الله پُر خواهند نمود، چرا که نفس خودشان پر از الله و مظاهر او می‌باشد.   امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: هر کس دینداری خدای عزوجل را نماید، به وسیله عبادتی که خود را در آن به زحمت بیفکند، اما از امام و پیشوایی که خداوند او را معین کرده، پیروی نکند، تلاشش پذیرفته نشده و خود گمراه و سرگردان می‌باشد. خداوند اعمال او را مبغوض و دشمن داشته و حکایت او چونان گوسفندی است که چوپان و گله خود را گم کرده باشند.   پذیرش حاکمیت الله در گروی حرکت به سوی امام زمان «علیه‌السلام» آموختیم که پذیرش ولایت فقیه، وظیفه انسان در زمان غیبت امام زمان است. اما اکتفا به ولی فقیه و عدم تلاش برای حذف موانع ظهور، انسان را در گروه کسانی قرار خواهد داد که اعمال صالحشان پذیرفته نخواهد شد. همانگونه که امام خمینی «رحمه اله علیه» مسئولینی را که به فکر رفع موانع ظهور نیستند، خائن و خطرساز معرفی می‌نماید. علاوه بر این مردم نیز اگر به نوبه خود برای این هدف برنامه‌ریزی، تلاش و دعای مضطرانه نداشته باشند، خائن و خطرساز خواهند بود. عدم توجه به یاری امام زمان «علیه‌السلام»، در واقع بی‌خیالی نسبت به سعادت ابدی خودمان و سقوط در جهنم جاودانه است. عدم حرکت در مسیر امداد امام زمان، بر سرعت حرکت انسان به سوی جهنم می‌افزاید، حتی اگر انسان به ظاهر دیندار و با تقوا باشد.   کمی بیندیشیم؟ ما کجایِ این راهیم؟ آیا به فکر یاری او هستیم؟ آیا قدمی برای او برداشته‌ایم؟ ایشان، چقدر از فعالیت‌های ما را به خود اختصاص داده‌اند؟ چه سهمی از زندگی ما، متوجه یاری ایشان است؟ ... کمی جدی‌تر بیندیشیم... به زودی در روزی که هیچ کس جز ما و امام‌مان نیست، باید چهره به چهره با او رو به رو شویم؟ آیا نگاه رضایت بخش او در آن لحظه، به تلاشِ تمام عمرما نمی‌ارزد؟ یک نگاه او کافیست تا ما را به سعادتی جاودانه برساند... کمی جدّی‌تر بیندیشیم...   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 2022
زمان انتشار: 22 فوریه 2015
| |
تنها غم مجاز برای ورود به قلب

راه های مبارزه با غم (جلسه 38)؛ 93/10/27

تنها غم مجاز برای ورود به قلب

نفس انسان، زمانی به حقیقت لا اله الا الله نزدیک می‌شود که بتواند در تمام سختی‌ها، شکست‌ها، فقدان‌ها و ... در کنار الله شاد و آرام زندگی کند. تنها دغدغه و مسئله مهم در تمام احوالات زندگی برای یک انسان حقیقی، فاصله نگرفتن از آغوش الله و کمرنگ نشدن ارتباطش با غیب است.

ذاتِ دنیا را که باور کردی؛ از کنارش ساده می‌گذری! در جلسه گذشته، راه علمی درمان غم را به عنوان «شناخت ماهیّت دنیا» مورد بررسی قرار دادیم. آموختیم که ذات دنیا آمیخته با فراز و نشیب‌های گوناگون است و این محیط پرتضاد، لازمه دریافت اسماء الهی و قدرت‌های او توسط انسان است، به طوری که به آسانی می‌توان اقرار کرد که جز در محیط پرتضاد دنیا به عنوان باشگاه قدرتمند انسانی، اساساً حرکت به سوی تشبّه به الله امکان‌پذیر نخواهد بود. فراموش نکنیم که تمام ارتباطات زندگی ما، بخشی تمرینی در این باشگاه محسوب شده و انسان با ورود به هر ارتباطی، در حقیقت به یک محیط تمرینیِ جدید از این باشگاه وارد می‌شود و با برخورد به هر کدام از تضادهای دنیا، باید یک پله از نردبان انسانیت را به سوی الله بالا رود. نفس انسان، زمانی به حقیقت لا اله الا الله نزدیک می‌شود که بتواند در تمام سختی‌ها، شکست‌ها، فقدان‌ها و ... در کنار الله شاد و آرام زندگی کند. تنها دغدغه و مسئله مهم در تمام احوالات زندگی برای یک انسان حقیقی، فاصله نگرفتن از آغوش الله و کمرنگ نشدن ارتباطش با غیب است. سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبویی... او ذات دنیا را باور نموده است و آن را جایی برای راحتی و آسایش نمی‌داند. برای او دنیا، مسافرخانه‌ای است که قرار است روزگاری کوتاه در آن اسکان گزیده و به تمرین‌های انسانی و کسبِ دارایی‌های زندگیِ ابدی و حقیقی‌اش بپردازد. او آسایش را در بهشت می‌جوید و برای رسیدن به آن، از هیچ تلاشی در دنیا فروگذار نمی‌نماید.   راه حمله‌ی شیطان در هنگام هجوم مشکلات حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، می‌فرمایند: «لا تُشعر قلبک الهمّ علی ما فات، فیشغلک عن الاستعداد بما هو آت.» برای آنچه که از دست داده‌ای، غم به دلت راه مده، چرا که تو را چنان مشغول می‌کند که از پرداختن به آینده‌ای که در راه است باز می‌مانی. آموختیم که تمام آنچه که از دست داده‌ایم (سلامت، قدرت، همسر، فرزند، مال، آبرو...) پس‌اندازی هستند برای ابدیت ما. و اگر کسی این حقیقت را باور نموده باشد، به راحتی فقدان‌هایش را تحمل می‌کند و یا حتی خود به استقبالِ این فقدان‌ها می‌رود. جانبازان و شهدا از نمونه‌های بارز این گروه‌اند که برای آبادانی ابدیت خود از جان و مال و اهلشان گذشتند. سلام پروردگار بر آنان باد... .   اما کسانی که ماهیت دنیا و آخرت را نشناخته‌اند، به تمام تعلقات دنیایی خود، به قدری دلبسته‌اند، که حتی فکر از دست دادن شان نیز برایشان فاجعه‌ای عظیم است. اما مهر خداوند به انسان ابدی است و برای پرورش او به سمت انسانیت، حتماً متعلقاتش را از او خواهند ستاند و پس‌اندازی برای زندگی ابدی‌اش قرار خواهد داد.   غصه‌ی از دست رفته‌ها، نه تنها صدمات بزرگ روحی و ایمانی بر شخص وارد نموده و حیثیت انسانی‌اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، بلکه دنیای او را نیز تخریب نموده و با ناآرامی و غم همراه می‌سازد. یکی از حربه‌های شیطان برای کسانی که به فقدان، شکست، مشکل و ... مبتلا شده‌اند آن است که ذهن‌شان را معطوف آینده‌ای تاریک و مبهم ساخته و آنان را به اضطراب و ترس از آینده مبتلا می‌سازد، به طوری که دیگر حوصله و توان آخرت‌سازی را نداشته و از این مهم باز می‌مانند.   حتی شیطان در حمله‌ی از عقب نیز با مرور کینه‌ها و کدورت‌ها، شکست‌ها و گناهان انسان در گذشته، زمانِ حالِ او را نیز، معطوف گذشته‌ها نموده و نه تنها آرامش و شادی را در زمان حال از او سلب می‌کند، بلکه تمامِ آینده او را به تباهی می‌کشاند. باید هوشیار باشیم که گرفتاری‌ها و مشکلات گوناگون را در گوشه‌ای از ذهنمان نگه داشته و از ورود آن‌ها به قلبمان ممانعت کنیم. قلب ما باید همیشه برای ارتباط با غیب خالیِ خالیِ خالی باقی بماند... قلبی که با غیب آرام است، مسائل ذهنش را آسان‌تر و زیباتر حل خواهد کرد. نقش بلاها در رشد انسانی از خاطر نبریم که در ماهیت متغیر دنیا، هیچ چیز ماندگار نیست، همه می‌آیند که روزی بروند. دلی که مشغول امور ناپایدار دنیاست از سعادت جاودانه باز می‌ماند. اگر مصیبت رسید، فقط تلخی آن را سرنکشیم، بلکه به پاداشی بیندیشیم که قرار است به یُمن هجوم غصه‌ها و تلخی‌ها روزیمان گردد. اگر بدانیم که خداوند به وسیله بلاهایی که بر ما وارد می‌کند، چه نقشه‌های عظیمی برای رشدمان کشیده است، آنها را به آسانی در آغوش خواهیم کشید: امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «انّ الله لیغذی عبده المؤمن بالبلاء، کما تغذّی الوالده ولدها بالّلبن». همانا خداوند بنده‌ی مؤمن خود را با بلا تغذیه می‌کند، همانگونه که مادر، فرزندش را با شیر تغذیه می‌کند.   خداوند بلاها را از دریچه‌ی رحمت بی‌نهایت خود بر ما وارد می‌کند، چرا که بدون قرار گرفتن در معرض بلاها، اساساً خروج از پوسته‌ی حیوانیت و قد کشیدن به سوی نور ممکن نخواهد بود. تنها غم مجاز برای ورود به قلب حضرت علی «علیه‌السلام»: «ودع ما فاتک من الدّنیا فلا تکثر علیه حُزنا و ما أصابک منها، فلا تنعم به سرورا، و لیکن همّک فیما بعد الموت والسلام». هر آنچه که از دنیا از دستت رفته است را رها کن و برای آن زیاد غمگین مشو و اگر بهره‌ای از دنیا به تو رسید، زیاد سرمست نشو. باید تمام همّت تو صرف بعد از مرگت شود... تمام.   حضرت علی «علیه‌السلام»، تنها یک دغدغه را برای قلب مجاز می‌داند: ماجراهای بعد از مرگ و دیگر هیچ. ختم روایت با کلمه والسلام نشان می‌دهد که جز این مشغله، مشغله دیگری برای قلب جایز نیست؛ این کلمه، ذهن ما را به سوی بیتی معروف معطوف می‌سازد؛ در خانه اگر کس است                            یک حرف بس است...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2018
زمان انتشار: 22 فوریه 2015
| |
استاد محمد شجاعی: شک در حقانیت اهل‌بیت يعني توقف در جاده انسانیت .

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: شک در حقانیت اهل‌بیت يعني توقف در جاده انسانیت .

زمانی انسان به مقام مودّت خواهد رسید که اهل‌بیت «علیهم‌السلام» سهم عظیمی از زندگی انسان را تشکیل داده و بخشی از سرمایه‌گذاری‌های مادی و معنوی انسان، معطوفِ آنان و اهداف والایشان باشد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 339 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/9 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: حمد پروردگار به سبب ولایت معصومین «علیهم‌السلام» در جلسه گذشته، پیرامون عالی‌ترین بُعد روح ایمان که همان مودّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌باشد، سخن گفته و آیه 257 سوره بقره را مورد بررسی قرار دادیم. آموختیم که چگونه ولایت الله می‌تواند انسان را از ظلمات به سوی نور هدایت نموده و پذیرش غیر الله، از نور فطرت انسان کاسته و او را به تاریکی خواهد رساند.   امام رضا «علیه‌السلام» در توصیف «الذین آمنوا» در این آیه می‌فرمایند: «هم الذین اتّبعوا آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آنان، پیروان آلِ پیامبر‌ند. همچنین در توصیف «الذین کفروا» می‌فرمایند: آنان کسانی هستند که در حق آل پیامبر ظلم نموده واز غَصبِ حق ایشان پیروی نمودند. سپس در پایان این توضیح، می‌فرمایند: «والحمدلله رب العالمین کما نزل». چنین شکرِ عظیم و باشکوهی، نشانه سطح معرفت والای انسان است. درست در لحظه‌ای که انسان، نسبت وجودی خود با آل پیامبر را حقیقتاً درک نموده و به تبعاتِ متعالیِ پیروی از ایشان یقین می‌آورد، قادر است زبان به چنین حمدی بگشاید.   تمام صفات نکوهیده‌ای را که امام رضا «علیه‌السلام» در نامه خود به حضرت عبدالعظیم برشمرده‌اند (اختلاف‌انگیزی، سوء نیت، بدخُلقی، کینه‌توزی، حسادت، بددهنی و...)، انسان را از دایره ولایت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» خارج می‌سازد. در اینصورت انسان علیرغم محبت به اهل بیت و ادعای ولایت آنان، از این ولایت و محبت بهره‌ای نخواهد برد. انسان در خارج از دایره ولایت متخصصان معصوم، از یک زندگی حقیقی دور شده و به سمت زندگی خُرافی پیش می‌رود. در اینصورت باطن انسان هرگز به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» تشبّه نیافته و به سعادت ابدی نمی‌رسد. تنها کسی می‌تواند چونان امام رضا «علیه‌السلام» لب به حمد پروردگارش بگشاید که خسارت دوری از متخصص معصوم را خوب درک نموده باشد.   ولایت الله = ولایت معصوم می‌دانیم که الله یا کمال مطلق بی‌نهایت، تنها هدف نهایی و غایتِ حقیقی انسانهاست. انسان‌ها هیچ راهی به سوی این کمال مطلق ندارند مگر آنکه الله برایشان جلوه نماید. نه تنها الله که هر حقیقتِ مطلقی تا جلوه ننماید (مثل انرژی و ...) شناخته نخواهد شد. الله نیز اگر جلوه مشخص و محدودی از خود به نمایش نگذارد، به هیچ وجه قابل دسترسی، شناخت و عبادت نیست. الله، با تمام اسماء خود به صورت یکجا در وجود انسان کامل (پیامبر و آل او) جلوه نموده است و مسیرِ حرکت انسانها را تا تخلق به اخلاق خود از وجود آنها عبور داده است.   به مسئله بسیار مهمی که قرآن توجه ما را بدان جلب کرده است دقت نمایید: خداوند حکیم به تمام انبیاء فرمان داد تا رسالت خود را به مردم ابلاغ نمایند اما هیچ اجری بابت این رسالت عظیم، از انسانها طلب نکنند. پیامبر اسلام نیز به عنوان آخرین پیامبری که از سوی خداوند برای هدایت مردم مبعوث شده بودند، ملزم به ابلاغ رسالت خود بودند. اما با اندکی تأمل می‌توان دریافت که اگر خداوند انسانهایی را برای ادامه راه پیامبر تعیین نمی‌فرمودند، قطعاً بعد از ایشان، زمین از حجت و نماینده خدا برای رساندن مردم به سعادت ابدی خالی می‌گشت. از همین رو خداوند علیرغم پیامبران دیگر، از پیامبر اسلام خواستند تا اجری برای رسالت خود از مردم طلب نمایند.   «قل لا أسئلکم علیه أجرا إلاّ المودّه فی القربی» این اجر که مودّتِ (محبتِ همراه با فداکاری و وفاداری) خاندان پیامبر است، جز برای همراه نمودنِ مردم با متخصصان معصومی که ادامه دهنده راه پیامبرند، نبوده و بهره حقیقی و سودِ اصلی‌اش، متوجهِ خود مردم می‌شد.   زمانی انسان به مقام مودّت خواهد رسید که اهل‌بیت «علیهم‌السلام» سهم عظیمی از زندگی انسان را تشکیل داده و بخشی از سرمایه‌گذاری‌های مادی و معنوی انسان، معطوفِ آنان و اهداف والایشان باشد.   می‌دانیم که کلمه اجر در لغت به معنای معادل یک کار است؛ و قرآن معادل کار پیامبر (هدایت انسان به سوی الله) را مودّت اهل‌بیت او می‌داند. یعنی تنها در صورتی رسالت پیامبر (هدایت انسانها) به ثمر خواهد نشست که انسانها خود را به مقام مودّت خاندان او رسانده و با همراهیِ قدم به قدم آنان، این مسیر را طی نمایند. در مسیر حرکت انسان به سوی الله مسئله مودّت اهل‌بیت به قدری ارزشمند و مهم است که خداوند آن را در 4 موضع مختلف قرآن، شفاف و صریح، اعلام می‌دارد. این اهمیت فوق‌العاده نشان می‌دهد، که اساساً بدون حرکت در سایه ولایت معصوم، رسیدن به هدف نهایی خلقت، برای هیچ انسانی میسر نخواهد گشت، به عبارت دیگر می‌توان گفت که تخصص لازم برای تبدیل یک انسان به خلیفه الله، تنها در اختیار معصومین قرار داده و تنها آنان قادر به جدا نمودن انسانها از خُلق حیوانی و تخلّق‌شان به خُلق انسانی می‌باشند. این نوع از ربوبیت به قدری حساس، ظریف، مشکل و سنگین است که خداوندِ رب العالمین، تنها گروه قلیلی از انسانها را شایسته این مقام می‌داند. تنها با زانو زدن در مکتب این انسانهاست که می‌توان به باطن انسانی دست یافت. حال درمی‌یابیم که ابالحسن مؤمنِ حقیقی (الذین آمنوا) را در گروی تبعیت از معصوم می‌داند.   مودّت اهل‌بیت؛ شرط قبولی اعمال انسان نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «ایّها النّاس، الزموا مودّتنا اهل البیت، فإنّه من لقی الله بودّنا، دخل الجنّه بشفاعتنا، فوالّذی نفس محمد بیده، لا ینفع عبداً عمله إلاّ بمعفرفتنا و ولایتنا» ای مردم، به مودت ما التزام داشته باشید، همانا هرکس خداوند را با مودت ما ملاقات نماید، حتماً با شفاعت ما به بهشت وارد می‌شود، و قسم به کسی که جان من در دست اوست، عمل هیچ بنده‌ای برایش سودی نخواهد داشت مگر آنکه ما را بشناسد و ولایت ما را بپذیرد.   این فرمایش پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» نشان می‌دهد که مودّت اهل‌بیت، انسان را به مرتبه شفاعت آنان خواهد رساند و این شفاعت سبب رشد نفس و اصلاح عیوب و ضعف‌های آن می‌گردد. حضور در زیر چتر ولایت معصومین، قدرت حذف آثار گناهان را از نفس دارد، حتی اگر این گناهان سالهای متمادی به طول انجامیده باشند.   فراموش نکنیم که هیچ بیماری درمان نخواهد شد مگر آنکه خود را به پزشک متخصص برساند؛ و هیچ انسانی به انسانیت نخواهد رسید، مگر آنکه در سایه ولایت متخصصین علوم انسانی این مسیر را شناخته و با اطاعت از آنها به سلامت در این مسیر حرکت نموده و به مقصد برسد.   پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در روایتی دیگر در خصوص مودت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌فرماید: به خدا قسم، اگر کسی میان رکن و مقام هماره به نماز بایستد، اما با کینه شما اهل‌بیت، خدا را ملاقات نماید، حتماً در جهنم داخل خواهد شد. عدم پیروی از کارشناسی که خداوند برای حرکت در مسیر انسانی تعیین نموده است، قطعاً انسان را به گمراهی خواهد کشاند. تنها یک راهنمای حقیقی و معصوم است که می‌تواند انسان را به سوی سعادت جاودانه رهنمون سازد.   شک در حقانیت اهل‌بیت = توقف در جاده انسانیت «نحن اهلُ البیت، لا یقبل الله عمل عبدٍ و هو یَشکَّ فینا» ما اهل‌بیتیم، و خداوند عمل هیچ بنده‌ای را در حالی که به ما شک دارد، نمی‌پذیرد.   کسی که در حقانیت اهل‌بیت شک دارد، یقیناً به اطاعت از آنها نیز سر نمی‌سپارد. او به سادگی از کنار فرمول‌ها و قواعد دین که توسط اهل‌بیت در اختیار انسان قرار گرفته است، می‌گذرد و به یقین به سلامت به مقصد نمی‌رسد.   فراموش نکنیم که خوراک‌های روح، تنها در ظرف یقین، توسط نفس جذب می‌گردند. با شک و تردید، هیچ کدام از خوراک‌های معنوی، به جذبِ نفس نرسیده و رشد انسانی او را در پی نخواهند داشت. تنها کسانی قادر به رشد انسانی خواهند بود که با یقین به ولایت الله و متخصصان معصوم در این مسیر حرکت نمایند.   محبت به الله با پذیریش ربوبیت او متفاوت است! محبت خداوند و ارتباط با او، با قرار گرفتن تحت ربوبیت و ولایت الله بسیار متفاوت است. خوب است بدانیم که حیوانات نیز، خداوند را به خوبی می‌شناسند و به شیوه خود نماز به پا می‌دارند (کلّ قد علم صلاته و تسبیحه)، به طوری که می‌توان گفت از این حیث از بسیاری از انسانها بالاترند. صِرف ادعای محبت به الله و خانواده آسمانی و برقراری ارتباط ضعیف با آنان تأثیری در رشد انسانی ما نخواهد داشت. مسئله‌ی اساسی و مهم در حرکت به سوی هدف خلقت، قرار گرفتن تحت تربیت الله است. عشق به الله و اهل‌بیت زمانی برای انسان مؤثر خواهد بود که او را تحت ربوبیت آنان قرار دهد.   محبت بدون ولایت‌پذیری و اطاعت، هرگز انسان را به هدف خلقت نخواهد رساند. تنها یک ارتباط قاعده‌مند و اصولی با الله و معصومین است که راهِ انسان را به سوی هدف خواهد گشود. برای تشبّه به باطن اهل‌بیت باید در محضر آنان زانو زده و سبک زندگی را با قواعد آنان تنظیم نمود. از نشانه‌های کسی که تحت تربیت اهل‌بیت حرکت می‌کند، افزایش سطح قدرتِ روحی، شادی، آرامش و عواطف او می‌باشد. او روز به روز بزرگوارتر، عادل‌تر، مهربان‌تر شادتر و آرام‌تر از گذشته خواهد شد.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 1958
زمان انتشار: 17 فوریه 2015
| |
تنبلی و بی حوصلگی،جلسه 46، 93/11/4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

تنبلی و بی حوصلگی،جلسه 46، 93/11/4

رفاقت با خدا، قرآن، اهل بیت، فرشتگان، شهدا و انبیای الهی بر معاشرت با انسانهای دیگر ارجحیت دارد. انسان در طول عمر بسیاری از زمانهایی که می‌تواند با غیب ارتباط برقرار کند از دست داده و به معاشرتهای دنیایی که هیچ حاصلی ندارد، می‌پردازد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهل و شش «تنبلی و بی حوصلگی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: نقش معاشرت در تنبلی و بی حوصلگی بدیهی است وقتی رنگ و عطر اشیا در وضعیت روحی و جسمی انسان موثر است، تأثیر پذیری انسان‌های دیگر غیر قابل انکار می‌باشد. هر چه کمال طرف مقابل بیشتر باشد تاثیر پذیری از آن بیشتر می‌شود. به عنوان مثال: تأثیری که کلام یک شخص بر انسان می‌گذارد از نگاه کردن به او حاصل نمی‌شود. عطرها، رنگ‌ها، گیاهان، معماری، حیوانات و ... تنها می‌توانند بخش‌های حسی، وهمی، خیالی و حیوانی ما را تحریک کنند اما ارتباط با انسان‌ها علاوه بر کمالات پایینی، عقل و فوق عقل که مهمترین سرمایه انسان برای ابدیت است را نیز متاثر می‌نماید. حال هر چه این ارتباط عمیق‌تر باشد، قدرت تاثیرگذاری نیز بیشتر می‌شود.   قدرت تاثیرگذاری هر شیء مختلف بوده و میزان انرژی که از خود ساتع می‌نماید، متفاوت است. در مقابل، جذب انرژی نیز به ساختار روحی و جسمی انسان وابسته می‌باشد. به عنوان مثال بوی سیب مفرح و مصرف روزانه آن، تضمین سلامتی است ولی برخی از انسان‌ها به دلیل مشکلات جسمی نمی‌توانند از میوه سیب لذت ببرند. این عدم پذیرش ممکن است موقتی و یا دائم باشد و این به تاثیر میوه مرتبط نمی‌شود.   این اصل در مورد انسان‌ها نیز صادق است، برخی از انسان‌ها (به دلیل دیدگاه و اعمالشان) امواج منفی دارند ولی برخی دیگر با وجود انرژی مثبت به دلیل داشتن مشکلات روحی خودمان از آنها، برداشت منفی می‌کنیم. در ارتباط موثر، افراد افکار و اندیشه‌های خود را به یکدیگر انتقال می‌دهند؛ بنابراین می‌بایست در زمان ارتباط دقت کنیم که چینش کشش‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی صحیحی داشته و در باطن شخص، نظم ریاضی برتری فوق‌عقل بر عقل، عقل بر وهم، وهم بر خیال و خیال بر حس موجود باشد. اولین نتیجه چینش درست کشش‌ها، تعادل شخصیت انسان است و شخص متعادل در دنیا و آخرت سعادتمند می‌باشد. انسان نامتعادل در انجام کارهای عبادی نیز نتیجه مطلوبی نمی‌گیرد، چون از درون تعادل به هم خورده و جذب از طرف یک روح نامتعادل، جذب ناقص است. در مقابل روحی که چینش درست دارد، نماز عشق بازی و زیارت حکم دیدار دارد.   ارتباط با انسانی که نفس وارونه دارد باعث می شود تمام ضعف‌ها و تردید‌های او در انسان سرازیر گردیده و تهدیدی برای دارایی انسان است. حال اگر این اشخاص، والدین انسان باشند، بیشترین آسیب از ارتباط، سهم فرزند خواهد شد. انتخاب همسر، استاد، شهر محل زندگی، رشته تحصیلی، محل کار و ... همه و همه ارتباطاتی را به همراه دارد که اگر درست برنامه ریزی نشوند می‌تواند انسان را دچار خسران زیادی گرداند. در ارتباط ناسالم ممکن است هر کدام از بخش‌ها قربانی بخش پایین‌تر شود، به عنوان مثال یک برنامه ورزشی که عبادت است با یک برنامه وهمی (رفتن به سینما) یا خیالی (بازار) جایگزین گردد. رفاقت‌ها بر برنامه ریزی منطبق بر فوق عقل و عقل تاثیر گذار است. گاهی معنویات قربانی استدلالات عقلی شده و گاهی با تمسخر مطرود می‌گردد. بنابراین انسانی که به نشاط عقلی و فوق عقلی رسیده نمی‌بایست بر اثر ارتباط با انسان‌های تنبل، نشاط خود را ضایع گرداند و بالعکس با قرار گرفتن در جمع‌های رشد یافته در تقویت داشته‌هایش بکوشد.   کاربرد تعادل در طی کردن صراطی است که از مو باریک‌تر است. با تامل در زندگی انسانهای بزرگ می‌بینیم که آنها در حالیکه مجبور به معاشرت با افرادی جهنمی بوده اند، چگونه صراط خود را سرد و خاموش و عریض کرده‌اند. آسیه آنقدر ارتباطش با خدا عاشقانه است که نه تنها فرعون نمی‌تواند او را از مسیرش خارج کند بلکه از خدا نه بهشت، که خود خدا را می‌خواهد. ایشان قدرتش را از منبع از غیب تامین کرده و ضعف‌های فرعون بر روح او بی‌تاثیر است. ما نیز تلاش کنیم اینگونه باشیم.   آداب معاشرت از کلام وحی رفاقت با خدا، قرآن، اهل بیت، فرشتگان، شهدا و انبیای الهی بر معاشرت با انسانهای دیگر ارجحیت دارد. انسان در طول عمر بسیاری از زمانهایی که می‌تواند با غیب ارتباط برقرار کند از دست داده و به معاشرتهای دنیایی که هیچ حاصلی ندارد، می‌پردازد. توجه به این نکته که صله رحم واجب بوده و می‌بایست طبق دستور قرآن و ائمه اطهار «علیهم السلام» وظائف خود را نسبت به اطرافیان انجام دهیم. فقط شرایط باید به گونه‌ای مدیریت شود که هیچ حرامی صورت نگرفته و هیچ واجبی فوت نشود. خداوند تبارک و تعالی و تمامی اهل غیب بسیار به معاشرت با انسانها مشتاق اند و امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: هر گاه در دل یاد ما کردید بدانید که قبل از شما، ما از شما یاد کرده‌ایم. ورنه عشق دلبران افزون تر است                                لیلی از مجنون بسی مجنون تر است   1- سوره فرقان (آیات 27 تا  29) وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً، یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِیلاً، لَّقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی و روزی است که ستمکار [مشرک‌] دست [حسرت‌] می‌گزد و می‌گوید کاش من راه [پیروی از] پیامبر را پیش می‌گرفتم‌، وای بر من کاش من فلانی را دوست نمی‌گرفتم‌، مرا از پند [قرآن‌] پس از آنکه برایم آمده بود، دور و گمراه کرد.   2- سوره صافات(آیات 51 تا 57) قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّی كَانَ لِی قَرِینٌ، یَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِینَ، أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَدِینُونَ، قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ، فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِی سَوَاءِ الْجَحِیمِ، قَالَ تَاللَّـهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِینِ، وَلَوْلاَ نِعْمَهُ رَبِّی لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِینَ. گوینده‌ای از میان آنان گوید مرا [در دنیا] همنشینی بود، که می‌گفت آیا تو [هم‌] از باور دارندگانی؟ [به اینکه‌] آیا چون مردیم و خاک و استخوانها[ی پوسیده‌] شدیم، آیا ما جزا خواهیم یافت؟ [سپس‌] گوید آیا شما نگرندگانید؟ سپس فرانگرد و او را در میانه دوزخ ببیند، [و از دور به او] گوید به خدا نزدیک بود که تو مرا به نابودی بکشانی‌، و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضر شدگان [در عذاب‌] بودم‌.   3- سوره تغابن(آیات 14 و 15) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلاَدِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ، إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَهٌ ای مؤمنان بی‌گمان از میان همسران و فرزندانتان بعضی دشمن شما هستند، از آنان بر حذر باشید، و اگر گذشت و بخشایش پیشه کنید و درگذرید، خداوند هم آمرزگار مهربان است‌. همانا اموال و اولاد شما مایه آزمون هستند. انسان می‌بایست با آدم های طبیعت گرا که در اطراف او هستند، رابطه‌اش را تنظیم نماید تا هم به وظیفه‌ای که در قبال آنها دارد عمل کرده باشد و هم دقت کند که به واسطه معاشرت با آنها عاقبت خود را از دست ندهد.   انواع حیا: حیای عاقلانه و حیای احمقانه حیای عاقلانه حیا از خداست، زمانی که با حرام مواجه شدی، حیا کرده از آن اجتناب نمایی. حیای احمقانه حیا از خداست، هنگامی که انسان در دل نسبت به خداوند و احکام دین تردید داشته، حیا کرده، از متخصص در جهت برطرف کردن شک و رسیدن به یقین قلبی تلاش ننمایید. حیای احمقانه زمانی است که به خاطر خجالت از بنده خدا از اصول حق که امر به معروف، نهی از منکر، تولی و تبری دست بشوید و سکوت کند. قرآن در مورد این اشخاص می فرمایند: بعضی از انسان‌ها از دیگران بیش از خدا می‌ترسند.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1948
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 142

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 142

مجتهد اگر بخواهد مرجع باشد علاوه بر اجتهاد باید با مسائل روز هم آشنا باشد تا بتواند مرجعیت کند. اولین و ضروری‌ترین اطلاعاتی که یک نفر می‌خواهد اسلام‌شناسی کند این است که با فقه آشنا شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و چهل و دو «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. اگر بنا باشد که حکومت و اجرای دین وظیفه انبیاء الهی باشد حس مسؤولیت مردم از بین می‌رود. 2. اگر رهبری سیاسی گاهی پاک و گاهی ناپاک بوده است نشانگر انفکاک دین از سیاست است. 3. در عصر غیبت کار فقیه فقط افتاء و قضا است. 4. فقیه که برای او جعل ولایت شده به معنای متفکر عمیق و اسلام‌شناس است نه فقیه به معنای مصطلح امروزی. 5. اولین و ضروری‌ترین اطلاعاتی که یک نفر می‌خواهد اسلام‌شناسی کند این است که با فقه آشنا شود. 6. ائمه در زمان خودشان هم نصب فقیه می‌کردند و نماینده تام‌الاختیار داشتند. 7. مجتهد اگر بخواهد مرجع باشد علاوه بر اجتهاد باید با مسائل روز هم آشنا باشد تا بتواند مرجعیت کند. 8. رابطه مردم با حاکم اسلامی در عصر غیبت نه از باب ولایت است و نه از باب وکالت بلکه از باب تعهد متقابل است. 9. بسیاری از کلماتی که امروزه می‌بینیم در مقابل معارف اسلامی مطرح می‌شود تعریف دقیقی ندارد. 10. اینکه شبهه‌ای برای انسان در مورد خدا و پیامبر و ائمه مطرح شود ایرادی ندارد اینکه نگهش داری و بر اساس آن تصمیم بگیری خطرناک است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1947
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 141

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 141

رهبر به تأیید و هدایت مردم نیاز دارد از این جهت که بتواند بر آن‌ها در جامعه حکومت کند و مردم تحت ولایت او قرار بگیرند. قانون اساسی مشروعیتش به این هست که بر اساس قرآن و سنت تنظیم شده است. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و چهل و یک «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. مجلس خبرگان مجلسی از متخصصین است تنها متخصصینی که قادر به تشخیص فقیه هستند و متکی به آراء مردم می‌باشند. 2. حکم عام ولی فقیه منصوب از طرف معصوم یا خداوند است چه خبرگان او را کشف کنند چه کشف نکند، مشروعیت ولایت را دارد. 3. ولی فقیه از طرف معصومین (علیهم‌السلام) نصب شده اما اینکه بتواند بر مردم حکومت کند این نیاز به بیعت مردم دارد. 4. رهبر به تأیید و هدایت مردم نیاز دارد از این جهت که بتواند بر آن‌ها در جامعه حکومت کند و مردم تحت ولایت او قرار بگیرند. 5. حمایت مردم بر رهبر تکلیف می‌آورد و اتمام حجت می‌کند که رهبر باید رهبری را بپذیرد. 6. مشروعیت دو معنا دارد یکی یعنی منشأ شرعی و الهی داشتن یک قضیه و دیگری مشروعیت در نظام‌هایی که در سراسر دنیا هست. 7. کار نظام‌های سکولار، نظام‌هایی که در دنیا حاکم است و کاری با مشروعیت چیزی ندارد، مشروعیت به معنایی که ما می‌دانیم. ما اولین اصل از اصول عقایدمان توحید است، آن‌ها اولین اصل از اصول دینشان سکولاریسم است یعنی جدایی دین از سیاست. 8. خدا به ولایت و حاکمیت شخصی راضی باشد برای این‌که حکمش در جامعه تنفیذ شود احتیاج به معقولیت هم دارد. 9. باید بین آن‌چه تحت عنوان جمهوری اسلامی مطرح است با آن‌چه با عنوان مشروعیت در نظام‌های حقوقی و سیاسی مطرح است فاصله بیاندازیم. 10. هیچ حکومتی بدون این‌که از حاکمیت خداوند ریشه گرفته باشد مشروع نیست ولایتش ولایت جور است. 11. قانون اساسی مشروعیتش به این هست که بر اساس قرآن و سنت تنظیم شده است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1944
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 138

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 138

در زمان غیبت حضرت ولی‌عصرعصر «علیه‌السلام»  در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امّت به عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است. آن‌چه که در عمل پیاده می‌شود و قانون اساسی این نظام هست یک خط قرمزی هست که کسی نباید نزدیکش شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و هشت «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1- گاهی اوقات ما در مورد یک مقوله‌ای بحث علمی می‌کنیم که از این بحث دنبال فهم بیشتر مطلب، کند و کاو بیشتر و پرداختن به چیستی هستیم. 2- یک موقع هست که ما می‌نشینیم در مورد جوانان صحبت می‌کنیم که جوان این‌گونه است، این‌گونه است بحث، بحث توصیف است. 3- وقتی در مورد جوان صحبت می‌کنیم صحبت به دنبال بایدها و نبایدهاست که منجر به یک اقدام عملی در خارج می‌شود. 4- کلیه مخالفین نظام جمهوری اسلامی چه آن‌ها که با اصل نظام مخالف‌اند، چه آن‌هایی که ابراز دارند با اصل نظام و حکومت مخالفت ندارند اما با ولی فقیه مشکل دارند بحث‌شان صرفاً جنبه علمی ندارد. 5- مخالفان این‌طور وانمود می‌کنند که آدم‌های بسیار فهیم و پخته و باسوادی هستند و فقط و فقط قصدشان از طرح این مسائل این است که به سمت یک تحول و تغییر خارجی برود. 6- گاهی یک نفر وقتی بحث وکالت را مطرح می‌کند منظور دارد و می‌خواهد حیطه قدرت فقیه را و ولایت او را از بین ببرد، کم‌رنگ کند. 7- ولی فقیه در این مملکت یک جایگاه خاصی دارد قانون هم آن‌را تصویب کرده و مطلق بودنش مشخص شده و همان‌گونه که هست باید عمل کنیم. 8- ولایت فقیه یک تئوری مطرح در حوزه‌های علمی نیست که بالاخره ولایت فقیه باشد یا نباشد، این تمام شده دیگر و خبرگان نشسته‌اند این پنبه‌اش را زده‌اند و مردم هم رأی دادند. 9- اگر ما در این بحث‌ها دنبال این باشیم که بخواهیم به قانون اساسی لطمه زده و از بین ببریم کار درستی نیست و یک مرض است. در قانون اساسی آن‌چه که مطرح شده ولایت است نه وکالت. 10- اگر کسی بخواهد بگوید ولایت نباید باشد و وکالت باشد آن‌وقت اساساً از بحث علمی خارج می‌شود و به یک بحث سیاسیِ مورد دار و مخالفت با اصل نظام و قانون است. 11- در زمان غیبت حضرت ولی‌عصرعصر «علیه‌السلام»  در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امّت به عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است. 12- آن‌چه که در عمل پیاده می‌شود و قانون اساسی این نظام هست یک خط قرمزی هست که کسی نباید نزدیکش شود. 13- به هیچ وجه کسی نمی‌تواند رهبر را عزل کند مگر با یکی از این 3 شرط: یکی ناتوانی در انجام وظایف که تشخیص آن با خبرگان است. 14- هیچ قوه‌ای، هیچ کسی نمی‌تواند رهبر را عزل کند مگر با 3 شرط و تشخیص آن هم به عهده منتخبین مردم یعنی خبرگان است. 15- در قانون اساسی هر مسئولیتی زمان دارد امّا تنها مسئولیتی که زمان‌دار نیست ولایت است، معلوم است نگاه، نگاه ولایتی است. 16- شما کسی را وکیل کردید بدون این‌که شرایطش را از دست بدهد. دلت می‌خواهد که دیگر وکیل نباشد، راحت عزلش می‌کنی. 17- رئیس جمهور، نماینده مجلس، مجلس خبرگان و سایر مسئولیت‌هایی که هست این‌ها وکیل هستند اما وکیل بلاعزل هستند. 18- اگر رهبر یا مجلس شورای اسلامی به این نتیجه برسد که ریاست جمهوری لیاقت و کفایت خود را از دست داده، آن‌ها می‌توانند حکم کنند به عدم کفایت رئیس جمهور و عزل کنند. 19- ساختار آن‌چه که در قانون اساسی ما به‌عنوان یک اصل مشترک میان همه جناح‌ها و گروه‌ها باید محترم و مقدس شمرده شود. 20- اگر موکل بمیرد وکیل خودبه‌خود معزول است و اگر قرار بود فقیه وکالتی باشد رأی‌دهندگان از دنیا می‌رفتند ولی فقیه هم خودبه‌خود عزل می‌شد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1941
زمان انتشار: 15 فوریه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 137

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 137

فقیه جامع‌الشرایط به نیابت از امام معصوم چهار وظیفه: حفاظت دین، افتاء، قضا و ولایت را دارا است. کسی که به مقام اجتهاد تام برسد خودبه‌خود قاضی هم می‌شود. امامان معصوم هیچ وقت برای انتخاب والی و حاکم با مردم مشورت نمی‌کردند. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه صد و سی و هفت «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. امامان معصوم هیچ وقت برای انتخاب والی و حاکم با مردم مشورت نمی‌کردند. 2. توضیح حدیت روایت شده از جانب عمر ابن حنظله؛ فانّی قد جَعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکمنا... 3. در حدیث روایت شده از ابن خدیجه، آوردن لفظ قاضی در مقابل سلطان جائر بیانگر این است که سلطان عادل همان قاضی است. 4. قضاوت بدون حکومت امکان ندارد و حذف قاضی در صورت عدم قدرت اجرایی یک نصحیت بیش نیست. 5. اگر مسلمانان را در زمان غیبت از رجوع به حاکمان ظالم منع کرده‌اند تا تکلیف آن‌ها را نیز مشخص کرده‌اند. 6. لزوم حکومت فقیه را عقل و فطرت انسان نیز تأیید می‌کند. 7. شرع یعنی تنظیم‌کننده رابطه انسان با مبدأ متعال 8. امامان معصوم باید همگی از جانب خداوند انتخاب شوند زیرا امامت یک عهد الهی است. 9. در روایتی امام صادق«علیه‌السلام» فرمودند که ما نیز نمی‌توانیم امام بعد از خودمان را انتخاب کنیم. 10. امام صادق«علیه‌السلام» به امام نبودن اسماعیل (فرزندشان) در زمان حیاتشان تأکید کردند تا بعدها پیروان فرقه اسماعیلی دلیل و بهانه‌ای نداشته باشند. 11. سمت افتاء (فتوا دادن) و قضا انتصابی است و مردم در انتخاب افراد به این سمت نقشی ندارند. 12. فقیه جامع‌الشرایط به نیابت از امام معصوم چهار وظیفه: حفاظت دین، افتاء، قضا و ولایت را دارا است. 13. کسی که به مقام اجتهاد می‌رسد دیگر نیازی به تقلید از دیگران ندارد. 14. کسی که به مقام اجتهاد تام برسد خودبه‌خود قاضی هم می‌شود. 15. در جامعه جهانی که یک نفر با حکم مردم به سمتی منصوب می‌شود (دموکراسی) هم واقعاً دموکراسی اجرا نشده 16. درباره رؤیت هلال ماه باید تابع حکم ولی باشیم. 17. در مورد جنگ و حمله دشمن اگر بخواهد نظر مردم باشد، جامعه دچار هرج و مرج می‌شود پس باید تابع حکم رهبر بود. 18. در بسیاری موارد مثل جنگ حتی قاضیان و مراجع تقلید هم نمی‌توانند حکم کنند. 19. تحریم حکومتی شی‌ء مباح مثل تنباکو نیز از احکام ولایی اسلام است. 20. امام صادق«علیه‌السلام» فرمود: اِقامةُ الحدود إلی من إلیه الحُکم 21. خداوند در قرآن خودش را پادشاه مردم معرفی کرده است. پس اطلاق لفظ سلطان به ولی و رهبر مانعی ندارد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed